تبليغاتX
همراهان فردا

همراهان فردا

حامی کودکان فلـج مغـزی

فرزندم به كدامين گناه بايد تنها باشد؟

من مادر يك كودك اوتيسم هستم. اوتيسم به‌عنوان يك اختلال رشدي شناخته شده است كه در كشور ما به تازگي مورد توجه والدين و بخش آموزشي و پرورشي قرار گرفته است.
اگر اشك چشمانم رنگي بود شايد بهتر از جوهر قلمم توان انعكاس مطالب را داشت. در كشور ما كودكان اوتيستيك از امكانات آموزشي، پرورشي و توانبخشي تخصصي بسيار محدودي برخوردارند كه برحسب تجربه‌اي كه در اين 7سال از دنبال كردن روند بهبودي فرزندم كسب كرده‌ام به اين نتيجه رسيده‌ام كه عدم‌شناخت كافي و عدم‌امكانات كافي براي كمك به اين كودكان فقط و فقط نشأت گرفته از نبود نيروي كارآمد و متخصص آگاه در اين زمينه است.
اكثر معلمان و مربيان مدارس و مهد‌هاي كودك‌ عادي، قريب به اتفاق پرسنل واحدهاي آموزشي و پرورشي و حتي متأسفانه در برخي موارد پرسنل كادر درماني نيز تا به حال چنين نامي را نشنيده‌اند و در بدو مراجعه در مورد اين اختلال از والدين جوياي توضيح مي‌شوند‌! در اين لحظه كه شما به‌عنوان والدين چنين كودكي، با اين پرسش حيرت انگيز مواجه مي‌شويد، از خود سؤال مي‌كنيد كه اين شخص تا چه حد مي‌تواند در ادامه راه و در روند آموزشي و پرورشي كودك من نقش مؤثري ايفا كند‌؟


از اين بدتر و نااميد كننده‌تر اينكه با وجود اين نقطه ضعف در اين سيستم چه تعداد كودك اوتيسم با اختلال خفيف شناسايي نشده و به حال خود و با مشكلات ريز و درشت تنها مانده‌اند؟ در مرحله بعد زماني كه به كلينيك‌هاي توانبخشي با تابلوهاي رنگين و غلط انداز مراجعه مي‌كنيد ممكن است دچار سوء تفاهم شويد كه آيا اين مكان يك مكان درماني و آموزشي است كه نيت خير دارد تا باري از دوش شما بردارد و يا بنگاهي است كه قصد دارد تا آخرين ريال مانده حساب شما را...؟!
در اكثر موارد ابتدا يك برنامه طولاني مدت با ضمانت بهبودي فرزند شما ارائه مي‌دهند اما پس از مراجعه‌هاي مكرر براي جلسات توانبخشي و پرداخت هزينه‌هاي سنگين متوجه مي‌شويد كه هيچ پيشرفتي در كار نيست‌. اگر خداي ناكرده نگران فرزند خود شده و علت را جويا شويد فقط اشكال كار در ناتواني جسمي‌، روحي‌، فيزيكي‌، ذهني‌، شخصيتي‌، تربيتي‌، يادگيري و... كودك شما ست‌! اين هزينه‌هاي سنگين كه گريزي از آنها نيست تنها براي قشر محدودي از خانواده‌هاي اين كودكان قابل پرداخت است‌.
بسياري از خانواده‌هاي كودكان اوتيسم بيش از يك فرزند داشته و به‌دليل هزينه‌هاي كمرشكن كلاس‌هاي توانبخشي به اين بهانه كه كودكشان پيشرفتي ندارد او را به حال خود رها كرده و هزينه را به ديگر اعضاي خانواده اختصاص مي‌دهند. اين در حالي است كه كه تعداد قابل توجهي از اين كودكان از قابليت آموزش‌پذيري مناسبي برخوردارند و درصد كمي از آنها نيازمند شرايط ويژه‌اي براي نگهداري هستند‌.
يك كودك با اختلال رشدي اوتيسم كه در فارسي آن را ‌درخودماندگي ترجمه كرده‌اند بيشتر نيازمند يك جامعه فعال‌، پويا و شاد است كه او را احاطه كرده و پذيراي او باشد‌. لبخندها و نگاه‌هاي ملتمسانه او به دنياي شاد اطرافش اين را به ما مي‌رساند كه او به تنهايي توانايي برقراري ارتباط با دنياي اطرافش را ندارد. اگر ما او را همراهي كرده و به او كمك‌هاي لازم را برسانيم تا بتواند در مقابل آنچه در گوشه و كنار زندگي‌اش مي‌گذرد متناسب عمل كند چه بسياري از اين كودكان كه مستقل و كارآمد و با توانايي‌هاي منحصر به فردي كه در آنها نهفته است بتوانند گوشه‌اي از جامعه راكد ما را تكان دهند‌.
شايد بد نباشد بدانيم كه با شناخت به موقع توانمندي خاص افراد مطرحي چون بيل گيتس و آلبرت اينشتين نيز كه به اين اختلال دچار بوده‌اند دنياي امروز توانست از نبوغ فكري آنها بهره‌مند شود ولي در كشور ما افراد خشك و بدون انعطافي كه اين كودكان را حتي در اماكن عمومي مثل پارك‌ها‌، تئاتر و سينما، مدرسه و مهدكودك‌ها نمي‌پذيرند كم نيستند، چه برسد به آنكه گام مؤثري در راستاي همراهي با آنها بردارند؛ كساني كه به يك كودك اوتيسم نه به چشم يك انسان بلكه به چشم يك طفيلي نگاه مي‌كنند.
اين كودكان به جرم اينكه در آفرينش خود نقشي نداشته‌اند و به جرم اينكه نمي‌خواهند دنياي اطرافشان را مثل ديگران ببينند و شايد به اين خاطر كه نمي‌توانند از كلام و رفتارشان به نحو ارزنده‌اي براي برقراري ارتباط استفاده كنند به نوعي در جامعه ما و- با صدهزار تأسف- از سيستم آموزشي و مدارس ما ‌به‌دور انداخته مي‌شوند‌‌.
حتي گاهي متخصصين مربوطه نيز اختلال‌هاي رفتاري آنها را به پاي عقب ماندگي ذهني مي‌گذارند و تمايزي ميان اين دو مقوله قائل نيستند‌. به جزء در مواردي انگشت شمار و به غير از يك مركز دولتي و2 مركز خصوصي كه در پايتخت فعاليت مي‌كنند كه در اكثر موارد نيز در حال زورآزمايي هستند‌! هيچ ارگان‌، نهاد‌، سازمان‌، اداره‌، سازمان غيردولتي و... آنها را در پناه خود نمي‌گيرد و در واقع هيچ‌گونه واحد نظارتي براي اين طيف آموزشي وجود ندارد ضمن اينكه هيچ‌گونه بيمه درماني خاصي براي اين كودكان و هزينه‌هاي سرسام آور آنها در نظر گرفته نشده است چه برسد به شهرستان‌ها و نقاط دورتر كه حتي براي يك جلسه مشاوره بايد با صرف وقت و تحمل هزينه‌ها به تهران سفر كنند.
متأسفانه بارها شاهد بوده‌ام كه افرادي با توان مالي محدود براي مشاوره به يكي از مراكز خصوصي مراجعه كرده و ساعت‌هاي انتظار را در كنار خيابان و روي سنگفرش پياده‌روها گذرانده‌اند‌.
در اكثر كشورها مراكز ويژه‌، امكانات رايگان و آموزش‌هاي ويژه اين كودكان آنچنان مشهور و معروف است كه نه تنها اين كودكان و خانواده‌هاي آنها در حمايت هستند بلكه ديگر افراد جامعه نيز اين اختلال را به خوبي مي‌شناسند و با آنها همكاري و دوستي مي‌كنند ولي متأسفانه افراد جامعه ما با اين كودكان مثل عامل انتشار يك بيماري واگيردار و خطرناك برخورد مي‌كنند.
مگر نه اينكه ما براي حمايت از كودكان در تمام دنيا شعار سر مي‌دهيم: « ‌سلامت، آموزش، برابري‌  و حمايت، حق همه كودكان است»؟
من مادر يك كودك اوتيسم هستم. گاهي مي‌خواهم در كوچه و خيابان فرياد بزنم كه نترسيد كودك معصوم من تهديدي براي شما نيست‌. گاهي به حدي از دلشكستگي مي‌رسم كه اشك چشمانم درد قلبم را ياري نمي‌كند، گاهي از اين همه بيرحمي و بي‌توجهي توان سخن گفتن از من گرفته مي‌شود. چرا‌؟
شما مدير مدرسه‌اي كه كودك من را از جشن شكوفه‌ها محروم كرديد تا خانواده‌هاي ديگر از ديدن فرزند من آزرده نشوند كجاي دنياي به اين بزرگي را قرار است فتح كنيد‌؟ فرزند نازنين شما قرار است كه به كدام مسند ابدي تكيه زند كه اين چنين غره به‌خود به فرزند من مي‌تازيد‌؟
گاهي كه به چشمان معصوم و پر از پرسش كودكم نگاه مي‌كنم، در حالي‌كه با دستان‌نرم و كوچكش اشك‌هاي من را لمس مي‌كند، در نگاهش مي‌خوانم كه از من مي‌پرسد‌: به كدامين گناه بايد تنها باشم‌؟‌ و من تنها مي‌توانم او را در آغوش بگيرم‌، نوازشش كنم و به او به زبان خودش بياموزم كه در آسمان در آن بالا بالاها كسي هست كه مراقب من و تو است‌. او هميشه با تو است و تو هيچ وقت تنها نخواهي بود و به او خيره مي‌شوم كه با نگاه كنجكاوش از پنجره به ابرها خيره مي‌شود و من باز درد دلم را در سينه پنهان مي‌كنم تا تنها شوم و بتوانم بر بي‌پناهي و تنهايي فرزندم اشك بريزم.

همشهری

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 23:55  توسط همراهان فردا  | 

معجزه زندگي

اولش باورمان نمي‌شود. شايد به اين دليل كه مگر مي‌شود از 6 فرزند يك خانواده، 5 نفرشان معلول باشند.
تعجبمان زماني بيشتر مي‌شود كه بشنويم اين خانواده با كمك برادر بزرگ‌تر­ تنها عضو سالم خانواده ـ به موفقيت‌هايي در زمينه تحصيل و داشتن شغل رسيده‌اند و با وجود ناتواني ظاهري به كارهاي بزرگي مي‌پردازند.
خانوادهاي كه روي واژه ناتواني خط قرمز كشيده‌اند و با توانمندي زندگي مي‌كنند. اگر شما هم مثل ما باورتان نمي‌شود با ما همراه شويد. اينجا گوشه‌اي از كلانشهر تهران است.گوشه‌اي دنج و آرام از شهرك آزادي در جاده مخصوص كرج. جايي كه 16 نفر از اعضاي يك خانواده با عشق و علاقه و البته احترام كنار هم زندگي مي‌كنند.
درست خوانديد در عصر ارتباطات و زندگي‌هاي لوكس و راحت، اين خانواده شاد و توانمند با توكل به خدا و همت خود در خانه‌اي 120 متري زندگي مي‌كنند. اما آنچه من و عكاس نشريه را به اين نشاني كشانده، تهيه گزارش از يك خانواده شلوغ و پرجمعيت نيست.
در اين خانه دو خوابه، 5 معلول جسمي حركتي با معلوليت 95 درصدي همراه پدر و مادر و همسر و فرزندان خود زندگي مي‌كنند. آنها، نه تنها احتياجي به كسي ندارند بلكه با جسم نحيف و ناتوانشان سخت كار مي‌كنند و با افتخار و سربلندي در شهرك آزادي زندگي مي‌كنند.
همگي اين 5 نفر، كه بيشتر توان عضلاني خود را با مهمان عجيبي به نام «ميوپاتي» تقسيم كرده‌اند، هنرمندند. يكي داستان مي‌نويسد و شعر مي‌سرايد، ديگري نقاشي و مينياتور كار مي‌كند، سومي فيلمنامه مي‌نويسد و 2 نفر ديگر برنامه‌هاي كامپيوتري را در حد تخصصي مي‌دانند و همگي در دفتر خدمات ارتباطي 51323 كار مي‌كنند.
 اين 5 نفر ـ اما ـ تمام توانايي و پيشرفت خود را مديون برادر بزرگ‌تر ـ كريم ـ مي‌دانند. كريم در كنار پدر، مادر، همسر و فرزندان و همسر براداران خود، شاهد لحظه‌لحظه تحليل رفتن برادران خود است. شايد همين ضعف عضلاني و ضعيف شدن روزبه‌روز آنها باعث شد تا كريم به فكر ايجاد شغلي براي آنها باشد تا روحيه‌شان را نبازند و مشغول كار شوند و امروز اين خانواده با هم كارهاي بزرگي انجام مي‌دهند.
 اين 5 نفر همراه كريم و فرنگيس ـ همسر كريم ـ هر روز از 8 صبح تا 5 عصر در دفتر خدمات ارتباطي كار مي‌كنند و از آن به بعد در خانه نشريه‌هاي مهرنو  نشريه داخلي سازمان بهزيستي را دسته‌بندي مي‌كنند و به كارهاي معوقه دفتر مي‌رسند. قصه نقل و انتقال اين عده به دفتر كار خود در چهارراه يافت‌آباد هم شنيدن دارد.
كريم، فرنگيس، رحيم، عين‌الله، رحمان، ياسمين و نازنين كمي مهربان‌تر كنار هم در پيكان قديمي مي‌نشينند و با انرژي به محل كار خود مي‌روند و به كارهاي پستي مردم مي‌رسند. اما سوار شدن آنها صحنه‌اي است كه هر روز تكرار مي‌شود. سالم‌ترها كريم و فرنگيس، زن برادرها و پسربزرگ كريم معلولان را بلند مي‌كنند و روي ويلچر مي‌نشانند،
 از رمپ‌هاي دست‌سازي كه از ورق آهن ساخته شده پايين مي‌برند و سوار اتومبيل مي‌كنند و اين پروسه زمان رسيدن به دفتر تكرار مي‌شود با اين تفاوت كه فقط كريم و همسرش بايد اين كار سخت را انجام دهند.
اينجا محل كار معلولان تواناست زندگي اين 5 نفر از خروسخوان سحر تا شغال‌خوان شب به اين مكان گره خورده. اينجا دفتر خدمات ارتباطي و امور پستي در چهارراه يافت‌آباد پشت كارخانه شيشه ميرال است و اهالي خانه با عشق و علاقه در كنار هم كار مي‌كنند. اين گروه اما رفتار مردم در محيط كار با آنها بيشتر به غبطه و حسرت شباهت دارد.
مردم عادي كوچه و بازار با ديدن ناتواني جسماني و توانمندي و كارآيي و عزت نفس آنها و دقت در انجام كارهاي پستي و ارسال مرسولات،لحظه‌اي مي‌ايستند و با حسرت به اين 5 نفر نگاه مي‌كنند. تابلوهاي خداوند روي زمين «عين‌الله » متولد اسفند 50، ديپلم رياضي و مدرك نرم‌افزار كامپيوتر از سازمان فني حرفه‌اي دارد.
او مي‌گويد: «شرايط ما با درصد بالاي معلوليت، باعث شده وضعيت سخت‌تري را نسبت به ديگر معلولان تحمل كنيم چرا كه معلولان جسمي حركتي ممكن است فقط مشكل راه رفتن داشته باشند ولي دست‌هاي ما به ضعف عضلاني دچار است و اين وضعيت ما را سخت‌تر مي‌كند.» عين‌الله متأهل و داراي فرزند يك و نيم ساله‌اي به نام «ابوالفضل» است. مشكل او هم از 15 ­14 سالگي شروع شده و كم‌كم به نشستن او روي ويلچر انجاميده است.
مي‌گويد: «آن روزها به علت كمتر شدن توان و عدم تشخيص پزشكان به مرور متوجه شدم كه من هم مانند برادرم رحيم دچار ضعف عضلاني شده‌ام. شرايط بد و نگران كننده‌اي بود. هم براي من، هم براي پدر و مادرم كه هر لحظه شاهد روند بيماري‌مان بودند اگر به اين مسئله، مشكلات مالي را هم اضافه كنيد متوجه مي‌شويد كه روزهاي سختي را پشت سر گذاشتيم.»
مهماني به نام ضعف عضلاني «رحمان »متولد آخرين روز از شهريور ماه سال 53 است و مجرد. او نامزد دارد و بزرگ‌ترين مشكلش مانند 2 برادر متأهلش نداشتن مسكن است و با داشتن بيش از 95 درصد معلوليت، نمي‌داند مي‌تواند خانه‌اي كوچك و اجاره‌اي براي خود دست و پا كند يا نه؟
رحمان علاوه بر كار كردن در دفتر خدمات ارتباطي، فيلمنامه مي‌نويسد. مي‌گويد: «6 فيلمنامه نوشته‌ام كه 2 جلد آنها كامل شده و تا مرحله ثبت پيش رفته ولي به علت نداشتن حامي و البته پارتي مسكوت مانده است.» 2 فيلمنانه ديگر رحمان در مرحله سيناپس است. او مي‌گويد: «دو قسمت از زير آسمان شهر را نوشتم و وقتي براي ارائه به دست‌اندركاران بردم با اتفاق عجيبي روبرو شدم.
وقتي مرا روي ويلچر ديدند، انگار آدم فضايي ديده باشند انگار كسي كه مشكل حركتي دارد نمي‌تواند كار كند، فيلمنامه بنويسد و...» از نگاه رحمان واژه‌اي به نام معلوليت وجود ندارد و در دنيا كسي به معني واقعي سالم نيست. رحمان از نگاه برخي از مردم شاكي است. مي‌گويد: «مگر نمي‌گويند كه ايرانيان مهمان‌نوازند؟
من هم 35 سال است ميزبان يك مهمان ناخوانده‌اي به نام «ميو پاتي» هستم. مهماني كه به او خو گرفته‌ام و هر لحظه با او زندگي مي‌كنم و توقع ندارم كسي به خاطر يدك كشيدن اين مهمان به من كمك كنند اما عده‌اي كه متأسفانه كم هم نيستند با ديد ضعيف خود، اين شرايط را درك نمي‌كنند.»

همشهری

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:51  توسط همراهان فردا  | 

فراخوان دعوت به همکاری فصلنامه علمی – پژوهشی چیستا (ویژه چهاردهمین کنگره کاردرمانی ایران)

فصلنامه علمی – پژوهشی چیستا با شماره مجوز۱۰۳۶ وابسته به دانشکده علوم توانبخشی دانشگاه علوم پزشکی ایران در نظر دارد جهت مشارکت در چهاردهمین کنگره کاردرمانی با اختصاص شماره ای از خود به این کنگره فرصت مناسبی را برای تبادل اطلاعات و نظرات در زمینه کاردرمانی فراهم نماید.
لذا از تمامی علاقمندان اعم از اساتید ، دانشجویان ، کاردرمانان و مشتاقان کاردرمانی دعوت به همکاری می نماید ، علاقمندان می توانند مطالب خود را با محورهای پیشنهادی زیر به آدرس ایمیل ayazi.reza@gmail.com ارسال نمایند.

محورهای پیشنهادی :

۱- مقالات پژوهشی و تالیفی مرتبط با کاردرمانی
۲- اخبار ، ایده ، نظر ، راهکار و… با موضوع کاردرمانی
۳- معرفی کاردرمانی و امکانات آن در دانشگاه و یا شهر شما
۴- حرف هایی با تمام کاردرمانان ایران
۵- حرف هایی با مسئولین با موضوع کاردرمانی
۶- خاطرات مربوط به کادرمانی
۷- طنز ، کاریکاتور ، جدول و … مرتبط با کاردرمانی
۸- سایر موضوعات مر تبط با کاردرمانی به انتخاب شما

لطفا مطالب خود را در Word 2003 با فونت نازنین تایپ نموده و به همراه تصاویر مرتبط با به آن به همراه نام و نام خانوادگی ، مقطع تحصیلی ، محل تحصیل و شماره تماس خود تا تاریخ ۲۰/۷/۱۳۸۸ برایمان ارسال نمایید .
لطفا سوالات خود را با آدرس ایمیل ayazi.reza@gmail.com و یا با شماره تماس ۰۹۱۲۷۱۵۳۸۲۳ مطرح نمایید.

رضا ایازی
مدیر مسئول فصلنامه علمی – پژوهشی چیستا

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 17:11  توسط همراهان فردا  | 

سلول‌های بنیادی "مغناطیسی" برای درمان بیماری قلبی

دانشمندان می‌گویند حمله‌های قلبی و سایر آسیب‌های عروقی را در آینده می‌توان با استفاده از تزریق سلول‌های بنیادی مغناطیسی‌شده درمان کرد.
به گزارش بی‌بی‌سی دانشمندان در آزمایش روی حیوانات توانسته‌اند این سلول‌های بنیادی مغناطیسی‌شده را دقیقا به به محلی که آسیب بافتی ایجاد شده است، برسانند.
به گفته این دانشمندان، گرچه این شیوه جدید هنوز روی انسان‌ها آزمایش نشده است،‌ اما از همین روش مغناطیسی کردن می‌توان برای درمان سرطان هم استفاده کرد.
نتایج این تحقیق در جورنال آمریکایی Cardiovascular Interventions منتشر شده است.
هدف از این شیوه مغناطیسی کردن این است که بتوان حداکثر سلول‌‌های بنیادی ترمیم‌کننده را با ناحیه آسیب‌دیده رساند. دانشمندان انگلیسی برای تحقق این هدف سلول‌های بنیادی را با ذرات مغناطیسی ریز یا نانوذرات پوشاندند.
هنگامی که این سلول‌های بنیادی به جریان خون تزریق می‌شود،‌ می‌توان حرکت آنها را با استفاده از مغناطیس کنترل کرد. آزمایش روی موش‌ها نشان داد که این شیوه هدایت مغناطیسی رسیدن سلول‌های بنیادی به محل آسیب را پنج برابر می‌کند.
در آمریکا از همین نانوذرات مغناطیسی در آمریکا برای به دست آوردن تصاویر واضح‌تر MRI استفاده می‌شود. سرپرست این تحقیق دکتر مارک لیتگو،‌ از یونیورسیتی کالج لندن، می‌گوید کارآزمایی بالینی با این روش روی انسان‌ها ممکن است در چند سال آینده آغاز شود.
او گفت:‌ "احتمالا در آینده حملات قلبی و سایر ضایعات عروقی را می‌توان با استفاده از تزریق مکرر این سلول‌های بنیادی مغناطیسی‌شده درمان کرد."
او افزود: "همچنین این تکنولوژی را می‌توان برای برای جایگزینی سلول‌ها در سایر اندام‌ها هم به کار برد."
"استفاده از این روش تنها محدود به انتقال سلول‌ها نیست- با نشان‌دار کردن مغناطیسی آنتی‌بادی‌ها و ویروس‌ها با این روش می‌توان تومورهای سرطانی را به طور اختصاصی هدف قرار داد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 17:4  توسط همراهان فردا  | 

نتایج تحقیقات نشان می دهد؛ زندگی كم تحرك باعث افزایش فشار خون می شود

پژوهشگران در اسپانیا با بررسی ۱۱۱ كودك ۳ تا ۸ ساله ، تاثیر زندگی كم تحرك را بر ابتلای آنان به افزایش فشار خون ارزیابی كردند.
بر اساس این پژوهش كه نتایج آن در مجله بیماری های كودكان و نوجوانان چاپ شد، میانگین كارهای نشستنی و كم تحرك كودكان، روزانه ۵ ساعت اعلام شد.
این پژوهش نشان می دهد؛ كودكان كم تحرك یعنی كودكانی كه بیشترین میزان كارهای نشستنی را دارند، فشار خونی به مراتب بیشتر از كودكانی دارند كه ساعات كمتری از روز را به كارهای نشستنی اختصاص می دهند.
داشتن زندگی كم تحرك و اعمالی مانند سپری كردن اوقات با تماشای تلویزیون و فیلم های ویدیویی، نشستن طولانی مدت مقابل رایانه و استفاده از بازی های رایانه ای، خطر ابتلای كودكان را به پرفشاری خون افزایش می دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 22:22  توسط همراهان فردا  | 

پل ارتباطی

دوستان عزیز

از این پس شما می توانید از طریق آدرس ایمیل

 
hamrahanefarda@gmail.com 

با ما ارتباط برقرار کنید! آدرس ایمیل قبلی (یاهو) بعد از این چک نخواهد شد!

 

با تشکر از توجه شما
همراهان فردا    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 15:14  توسط همراهان فردا  | 

سولفات منيزيم مي‌تواند از فلج مغزي در نوزادان نارس پيشگيري کند

از سولفات منيزيم به طور گسترده‌اي براي جلوگيري از انقباضات رحمي استفاده مي‌شود، حتي با وجود آن که نشان داده شده است تجويز آن در اين باره اثربخش نيست و براي پيشگيري و درمان پره‌اکلامپسي کاربرد دارد. چند مطالعه مشاهده‌اي نشان مي‌دهد که سولفات منيزيم ممکن است از اختلالات عصبي هنگام تولد پيشگيري کند.

يک کارآزمايي خوشه‌اي تصادفي شده شاهددار دوسوکور، 2241 زن باردار را که در معرض خطر زايمان زودهنگام بودند مورد مطالعه قرار داد. در مقايسه با گروه دارونما، تجويز سولفات منيزيم وريدي به صورت 6 گرم يکجا و سپس انفوزيون 2 گرم در هر ساعت هيچ تاثيري بر پيامد اوليه (ترکيب مرده‌زايي يا مرگ نوزاد تا سن 1 سالگي يا فلج مغزي متوسط تا شديد در سن 2 سالگي يا بعد از آن)نداشت. با اين همه، تحليل ثانويه از پيش تعيين شده نشان داد که سولفات منيزيم از ميزان وقوع فلج مغزي متوسط تا شديد مي‌کاهد (1041/20 [9/1] در مقابل 1095/38 [5/3]، خطرنسبي 55/0، فاصله اطمينان 95، 95/0-32/0) و وقوع کلي فلج مغزي را در مقايسه با دارونما کاهش مي‌دهد (942/40 [2/4] در مقابل 1002/73 [3/7]).

محققان مي‌گويند که اين نتايج اميدبخش هستند ولي پيش از آنکه اين درمان پيشگيرانه به طور فراگير توصيه شود، ما بايد درک بهتري از عوامل موثر بر موفقيت آن نظير علت تولد زودهنگام، مدت درمان و مقدار داروي تجويزي داشته باشيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 16:24  توسط همراهان فردا  | 

روش جديد براي درمان بيماران فلج مغزي

پژوهشگران دانشگاه صنعتي اميركبير با محاسبه و مدل‌سازي‌ يكي از عضلات اصلي لگن، روش «اسب درماني» را به شكل رياضي تحليل و آزمايش كردند.

به گزارش روابط عمومي دانشگاه صنعتي اميركبير، دكتر عليرضا رحيمي بيدگلي، اسب درماني (هيپوتراپي) را روشي مطلوب براي بازتواني ذكر كرد و گفت: در اين شيوه شباهت بين ‌ راه رفتن اسب و راه رفتن انسان، ترتيب پذيري و هوش اسب در پذيرفتن و اجراي فرامين مربي و برقراري ارتباط رواني بيمار و اسب، اثر سودمندتري در مقايسه با ابزارهاي عادي توانبخشي دارد.

وي افزود: اين روش سال‌هاست در كشورهاي صنعتي به كار گرفته شده است ولي محاسبات رياضي و مدل‌سازي آن انجام نشده بود از اين‌رو در چارچوب رساله دكتري مهندسي پزشكي و با همكاري دانشگاه علوم پزشكي كاشان قصد ما اين بود كه علاوه بر معرفي اين رشته درماني، مباني رياضي آن را نيز به دست بياوريم.پژوهشگر طرح، اسب سواري با نظارت و هدايت گروه پزشكي را جايگزين راه رفتن عادي ذكر كرد و گفت: در اين روش، سيستم عصبي و عضلاني بيماران دوباره فعال شده و عملكرد طبيعي خود را به دست مي‌آورد.

بخش‌هايي هم كه فعاليت خود را از دست داده‌اند وظايف خود را به بخش‌هاي سالم واگذار مي‌كنند.وي افزود: با بررسي‌هاي انجام شده مشخص شد كه در حدود 45 بيماري كه درمان بيشتر آنها نيز دشوار است به اسب درماني جواب مي‌دهند.

وي تصريح كرد: بازتواني بيماران از آن جهت اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه ضعف حركتي به‌تدريج به بيماري‌هاي ديگري نظير تغيير شكل اندام‌ها، مشكلات گوارشي، عصبي و اعصاب و روان نيز منجر مي‌شود.براساس اين گزارش، اين روش پس از طي مراحل رياضي و مدل‌سازي‌ طي دو سال در يك بيمار آزمايش شده و محققان درصدد هستند تا با افزايش نمونه‌هاي مورد بررسي و جمع بندي نتايج، زمينه آموزش گروه درمانگر و تاسيس و راه‌اندازي اين روش درماني در كشور فراهم شود.اين پژوهش در رساله دكتري مهندسي پزشكي در دانشگاه صنعتي اميركبير و با راهنمايي دكتر احمد رضا عرشي و دكتر مصطفي رستمي انجام شده است.

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 19:46  توسط همراهان فردا  | 

مغز مصنوعی جایگزین حیوانات آزمایشگاهی می شود

پژوهشگران بین المللی با همکاری محققان “آی بی ام” درحال ساخت یک مغز مصنوعی برای آزمایش روشهای درمانی جدید آسیبهای مغزی هستند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از  abc news  ،  هدف اصلی توسعه این مغز مصنوعی استفاده از آن به جای حیوانات آزمایشگاهی در آزمایش روشهای درمانی آسیبهای مغزی به خصوص آلزایمر، پارکینسون، اوتیسم، شیزوفرنی و تومورها است.

این پروژه بین المللی با عنوان “مغز آبی” (Blue Brain) که با همکاری محققان دانشگاه پلی تکنیک مادرید، مدرسه پلی تکنیک لوزان سوئیس و دانشمندان بخش تحقیقات “آی بی ام” انجام می شود امکان انجام صدها هزار آزمایش آسیبهای مغزی را بدون استفاده از حیوانات آزمایشگاهی امکانپذیر می کند.

درحال حاضر این محققان در پروژه Blue Brain موفق شده اند بخش کوچکی از مغز را با نتایج رضایت بخش بازسازی کنند و برپایه پیش بینیها، اولین نئوکورتکس مغزی مجازی باید تا سال ۲۰۱۰ آماده شود.

پروژه Blue Brain در سال ۲۰۰۵ آغاز شد. به گفته دانشمندان شرکت کننده در پروژه مغز آبی، این “حیوان آزمایشگاهی دیجیتالی” به یک دستگاه انفورماتیکی ویژه تحقیقات پزشکی انتقال داده خواهد شد و به سئوالات دانشمندان در عرصه عملکردهای مغز انسان و بررسی شباهتها و تفاوتهای مغز انسان با مغز سایر پستانداران پاسخ خواهد داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 21:46  توسط همراهان فردا  | 

پزشك ايراني بيمار فلج مغزي را به زندگي دوباره بازگرداند

محمدحسن همايي، متخصص بيهوشي و فوق تخصص مراقبت‌هاي ويژه كه پزشك معالج اين بيمار است، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: پس از آن‌كه تيم پزشكي معالج اين بيمار به اين نتيجه رسيد كه وي دچار فلج مغزي شده است، معالجه وي را آغاز كردم و در بررسي‌هاي خود به اين نتيجه رسيدم كه داروي «اريتروپوئيتين» ـ كه داروي مخصوص كليه است ـ را به وي تزريق كنم.

بيماري كه دچار فلج مغزي شده بود با ابتكار پزشك يكي از بيمارستان‌هاي تهران، به زندگي طبيعي خود بازگشت.
به گزارش فارس، فردي به نام «كريم فرجي» كه اواخر شهریور ماه ۸۷ دچار فلج مغزي شده بود پس از انتقال به يكي از بيمارستان‌هاي تهران، از سوي پزشكان متخصص مشكوك به فلج مغزي معرفي شد.
سرانجام اين بيمار توسط نزديكان به بيمارستان ديگري در تهران منتقل شد و پس از بررسي‌هاي كامل و همچنين گزارش بيمارستان قبلي، پزشكان تأييد كردند كه وي دچار فلج مغزي شده است.
از آنجايي كه تاكنون درماني براي افرادي كه دچار فلج مغزي مي‌شوند، وجود نداشته است، يكي از پزشكان بيمارستان كه عضو هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران نيز هست، كار درماني وي را به عهده گرفت و سرانجام پس از آن‌كه بيمار يادشده سه روز در اغما به سر برد، موفق شد وي را به حالت عادي بازگرداند.
محمدحسن همايي، متخصص بيهوشي و فوق تخصص مراقبت‌هاي ويژه كه پزشك معالج اين بيمار است، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: پس از آن‌كه تيم پزشكي معالج اين بيمار به اين نتيجه رسيد كه وي دچار فلج مغزي شده است، معالجه وي را آغاز كردم و در بررسي‌هاي خود به اين نتيجه رسيدم كه داروي «اريتروپوئيتين» ـ كه داروي مخصوص كليه است ـ را به وي تزريق كنم.
وي ادامه داد: از آنجا كه اين دارو با دوز بالا تاكنون به بيماري تزريق نشده بود و بر اساس مطالعات قبلي خود به اين نتيجه رسيدم كه وي بايد از اين دارو بهره‌مند شود لذا پس از آن‌كه موضوع را با پدر بيمار در ميان گذاشتم و رضايت وي را جلب كردم، در يك دوره سه روزه اين دارو را به وي تزريق كردم و روز چهارم، بيمار در ميان بهت همه پرستاران بخش مراقبت‌هاي ويژه بيمارستان اقدام به نشستن كرد.
همايي افزود: پس از به هوش آمدن اين بيمار، تمام كادر بيمارستان علاوه بر خوشحالي، حيرت زده شده‌اند و پرسنل بيمارستان در جريان اين موضوع قرار گرفته‌اند.
بنا بر اين گزارش، حال اين بيمار خوش شانس هم‌اكنون رضايت‌بخش بوده و بنابه گفته پزشك معالج وي، هم‌اكنون در بيمارستان قدم مي‌زند و همچنين غذا مي‌خورد.
با توجه‌ به اين‌كه تاكنون هيچ بيمار فلج مغزي بهبود نيافته است، اقدام اين پزشك مي‌تواند به عنوان يك موفقيت ارزنده در حوزه پزشكي محسوب شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 14:34  توسط همراهان فردا  |